سیاست شوهر داری!!!
زن غمگین است. چادرش را تنگ به خود پیچیده ، به دور از جمع، یک گوشه نشسته و به نقطهای نامعلوم خیره شده . حسی در درونام میگوید این زن مشکل دارد اما بهانهای برای نزدیک شدن و صحبت با او ندارم. مامان آشنایی کمی با زن دارد، خواهش میکنم که برود پیشش بنشیند. میگویم من مطمئنم که این زن مشکل دارد...شاید بخواهد درد و دل کند...
***
پسر ِ بزرگ ِ زن میان جمع است. میگوید و میخندد. چشمم به دستهایش میافتد که از بالا تا پایین جای بریدگیهای عمیق با چاقو رویش نقش بسته. بعضی بریدگیها جوش خورده و گوشت اضافه آوردهاند و بعضی دیگر مشخص است که هنوز تازهاند. پسر تنها 14 سال دارد.
***
زن متولد 1340 است. با دیپلم ازدواج کرده و 3 بچه دارد. میگوید آن زمان به راحتی میتوانستم کار کنم اما شوهرم اجازه نداد. شوهر فوق لیسانس برق است و یکی از مدیران شرکت مخابرات. میگوید بعد از این همه سال زندگی به تازگی متوجه شدهام که شوهرم زنی را صیغه کرده...پسرم وقتی فهمید از ناراحتی دستهایش را با چاقو لت و پاره کرد...
3 روز دیگر دادگاه دارم میخواهم جدا شوم. نمیتوانم این وضعیت را تحمل کنم.
***
مامان تعریف میکند و من اشک میریزم. چهرهی زن که شاید هرگز دوباره نبینماش پیش چشمم میآید. مامان میگوید گفتم به جای طلاق باید همسرت را مجبور کنی صیغه را پس بخواند. به فرض که با هزار بدبختی طلاقت داد با 3 بچه میخواهی چه کنی؟ بدون شغل و درآمد مگر میشود زندگی کرد؟
میگویم اگر صیغه را پس نخواند چه؟ اگر طلاق ندهد چه؟ یعنی به خاطر نفقه تن فروشی کند؟ روح و جسم و اعصابش را بفروشد، سلامت روحیاش را از دست بدهد به خاطر پول؟ حتا به فرض این که شوهر از زن صیغهای جدا شود دیگر این زندگی مثل گذشته نخواهد بود.
***
یادم آمد در موردی مشابه یکی از آقایان فامیل که ادعای روشنفکری هم داشت میگفت : ( زنی که تحصیلات ندارد و کار هم نمیکند باید سیاست شوهر داری داشته باشد!!! اگر مرد میرود زن صیغه میکند 50 درصد زن مقصر است.حتمن زن مشکل دارد که مرد وادار میشود دست به چنین کاری بزند!!!)!
یادم هست که سرش داد کشیدم : (سیاست شوهر داری یعنی چه؟ یعنی رختخواب و رختخواب و رختخواب و غذا ؟؟ کلفتی کن، بشور و بساب و خود فروشی کن برای این که مرد با تو بماند و از درآمدش استفاده کنی؟ و تازه اگر هر کدام از اینها را انجام ندهی زن زندگی نیستی و چیزی که زیاد است زن خوب ِ فرمانبر ِ پارسا !!! که مرد میتواند جایگزین تو کند.)
آقای روشنفکر میگوید: ( تو مجرد هستی و نمیتوانی درست قضاوت کنی. این زن اگر طلاق بگیرد کجا برود؟ چه کند؟ برود خانهی فساد باز کند؟!!!)
میگویم مگر فرقی هم میکند که به غریبه بفروشی یا به مردی که ناماش در شناسنامهی تو نوشته شده؟؟
آقای روشنفکر چپ چپ نگاهم میکند که یعنی این دختر چقدر بیادب است!!!
***
زن میتواند برود کارگری کند. میتواند لباس بشوید یا در خانهی مردم کار کند. شاید این زن خیاطی بلد باشد.شاید بتواند با کمی مطالعه بعضی دروس را در سطح ابتدایی و راهنمایی تدریس خصوصی کند. میتواند غذای خانگی بپزد یا در رستورانها کار کند. میتواند ضمن کار برود و یک دورهی کوتاه آموزشی ببیند تا بتواند کار مناسبتری پیدا کند. نمیدانم چگونه میشود با این درآمدها زندگی کرد اما این زندگی هر چه باشد مال خود زن است. دیگر لازم نیست برای پول بخوابد...بشورد...بپزد و تمکین کند.